تبليغاتX
انجمن حجتیه, بهائی, بهائیت, بهائیان. آئین بهائی, بهائيات , حقوق زن و مرد , عبدالبهاء , بابيان , انقلاب مشروطه , باب , سید باب , بهاءالله ,حضرت ب نغمه’ ورقا

در مدارس ایران با دانش آاموزان بهائی چه میکنند؟

بهائیان در مدرسه بهاییان دانش آموز بهاییت ایران بهائیت

ا ین نامه از یک دانش اموز بهائی در یکی از شهرهای ایران است

 
الله ابهی
من … کلاس دوم راهنمایی و در مدرسه …. هستم. در تاریخ سه شنبه ……/1386 در مدرسه بودم که مدیرمان (خانم ….) از من خواست که با هم یک تحقیق محرمانه داشته باشیم و من حرف های او را به کسی نگویم امّا من به او گفتم که باید به پدر و مادرم بگویم.
مدیر: آیا می دانی که احکام شما بسیار مزخرف است؟ مثلاً اینکه ارث شما به معلمتان می رسد؟ من: من هنوز در مورد ارث چیزی نخوانده ام و بیشتر در مورد تعالیم دیانت بهائی خوانده ام ولی این حرف شما را قبول ندارم.
مدیر: تو می دانستی که خط اول کتاب اقدس نوشته شده است که لزومی ندارد بهائیان هر هفته حمام کنند؟
من: ببینید کتاب اقدس هم مانند قرآن آیه آیه است و اصلاً هیچ جای آن به زبان فارسی نوشته نشده است.
مدیر: ممکن است خانواده شما خانواده ای تمیز باشد ولی آئین شما چنین دستوری را ندارد.
من: اگر آئین ما چنین چیزی گفته پس چرا هیچ کس پیروی نمی کند و همه تمیزند.
مدیر: …. ، پدر و مادرت کتاب هایی را به تو داده اند که از طرف پیامبرتان نیست من اصل کتاب های شما را دارم و اگر بخواهی آن ها را در اختیار تو قرار می دهم.
من: نه من کتبی را که در اختیار دارم کتاب هایی هستند که واقعیت را بیان کرده اند و نیازی به کتاب هایی که شما دارید، ندارم.
مدیر: تو می دانستی که علی محمّد شیرازی گفته که من باب امام زمانم یعنی در امام زمان هستم و بعد عباس افندی گفته که من خود امام زمانم.
من: حضرت عبدالبهاء پسر پیامبرمان بوده و هرگز چنین ادعایی نکرده اند.
مدیر: امام زمان عرب بوده و نام مادرش نرجس و نام پدرش امام حسن عسکری بوده امّا باب نام مادرش نرجس نبوده و نام پدرش محمّد رضا بوده و از اسمش پیداست که شیرازی است و وقتی امام زمان بیاید دنیا پر از عدل و داد می شود امّا وقتی باب آمد فساد و خرابی در دنیا بیشتر شد.
من: شما مطمئن باشید اگر همه دنیا بهائی شود دنیا پر از عدل و داد می شود.
مدیر: تو می دانی که باب چگونه مرده؟
من: بله ایشان را شهید کرده اند.
مدیر: نه وقتی او را تیرباران می کنند در دود و غبار ناپدید می شود و وقتی مأموران به دنبال او می گردند او را در دستشویی پیدا می کنند و همان لحظه او را می کشند.
من: من اصلاً این حرف شما را قبول ندارم.
مدیر: برادر داری؟
من: بله
مدیر: چند ساله است؟
من: 9 ساله
مدیر: فکر کن از تو بزرگتر است آئین شما گفته است که شما می توانید با برادرتان ازدواج کنید امّا چون شرایطش موجود نیست شما این کار را نمی کنید یعنی اگر شما چنین کاری را بکنید مجازاتی برایتان نیست یا مثلا اگر مسلمان شوی طرد می شوی و پدر و مادرت تو را به فرزندی قبول نمی کنند حالا می توانی کاری کنی می توانی روز جمعه به حمام بروی و در آخر غسل جمعه را که در مدرسه یاد گرفتی انجام دهی بگویی: اشهد ان لا اله الّا الله اشهد انّ محمّداً رسول الله آن وقت مسلمان می شوی و نباید به پدر و مادرت بگویی چند دفعه هم که به جلساتتان نرفتی می فهمند که دیگر بهائیت را دوست نداری و مسلمان شده ای.
من: من به هیچ عنوان چنین کاری را نمی کنم حتّی شده که من چند دفعه به جلساتمان نروم امّا این به معنای آن نیست که دیگر بهائیت را دوست ندارم و مسلمان شده ام.
مدیر: حالا من تو را به حال خودت می گذارم تو می توانی هر دینی را بپذیری حتّی یهودیت را که همه صهیونیست ها هستند و فقط تو را به خدا بهائی نشو.
روز بعد مادرم به مدرسه آمد و از مدیر خواست که اینگونه صحبت ها را در مدرسه نداشته باشند ولی مدیر با لحنی عصبانی گفت که شما جلو یافتن حقیقت را از فرزندتان گرفته اید و ما وظیفه داریم او را آگاه کنیم مادرم گفت: این حرف ها تهمت هستند و لطفاً ادامه ندهید ولی مدیر با صراحت گفت: ما به کار خود ادامه می دهیم.
«حالا من نمی دانم که اگر مرا دفعه دیگر به دفتر بردند چگونه جواب بدهم لطفاً مرا راهنمایی کنید»

دختر بهایی بهائی دانش آموز بهاییت بهائیت مدارس بهائی بهایی ایران

http://www.varqaa.org/index.php?option=com_content&task=view&id=72&Itemid=1
 
 
نوشته شده توسط پیام  در ساعت 9:28 | لینک  | 
 

http://www.mefaith.com/images/banners/180_60_01.jpg