تبليغاتX
انجمن حجتیه, بهائی, بهائیت, بهائیان. آئین بهائی, بهائيات , حقوق زن و مرد , عبدالبهاء , بابيان , انقلاب مشروطه , باب , سید باب , بهاءالله ,حضرت ب نغمه’ ورقا

درود بر شما دوست نادیده ام.

 امروز داشتم فکر میکردم به داستانهائی که توی کتابهای مدرسه مان بود.

بعدش به کارتونها و برنامه کودکهائی که از بچه گی دیدایم تا امروز که هنوز هم همانها دوباره پخش میشوند. 

یکدفعه به نظرم آمد که همه چیز به هم ریخته و جابجا شده! برای مثال چند تا از مواردی که به ذهنم آمد اینها بود:

دهقان فداکار 

 

دهقان فداکار پير شده

 

 

چوپان دروغگو

 

چوپان دروغگو عزيزشده

 

 

 شنگول و منگول کوکب آرش کمان گیر شیرین رستم اسفندیار حسنک رستم و اسفندیار

شنگول و منگول گرگ شدن

 کوکب حوصلهء مهمون رو نداره

کبرا تصميم گرفته دماغشو عمل کنه

 روباه و کلاغ دستشون توي يک کاسه است

حسنک گوسفنداشو ول کرده وتوي يک شرکت آبدارچي شده !

شيرين،خسرو و فرهاد و پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکي

رستم و اسفنديار اسباشونو فروختن و باموتور ميرن کيف قاپي!

آرش کمانگیر

 

 

آرش کمانگير  معتاد  شده!

 

 

 

راستي که چه بر سر این قصه ها آمده؟

سر ما ايرانيها چه آمده؟

بدرود

نوشته شده توسط پیام  در ساعت 22:8 | لینک  | 
 

http://www.mefaith.com/images/banners/180_60_01.jpg