


عاشقان شر و شور و نامردی که خود را به " امام حسین (ع)" نسبت میدهند و زیر اسم "دفاع از حقوق حسین " و "بیعت با حسین" اقدام به تهدید و نامردی و تجاوز به حقوق شهروندان میکنند دوباره اقدام به
اعمال غیر انسانی و ایجاد بی نظمی در اصفهان نمودند.
اخطاریه و یا به زبان دیگر "نامه تهدید آمیز" به منازل شهروندان انداختند و روی درب منازل "مرگ " و تهدید برشته تحریر آوردند تا بار دیگر نادانی خود را به اوج نمایش در صحن شهر بگذارند.
این نادانان کوته فکر با استفاده از نام "امام مهدی (ع)" و "امام حسین (ع)" در دنبال اهداف شوم دنیائی خود هستند.
قبل از انقلاب اسلامی بهائیان در شیراز به فرمان دولت غارت شدند و خانه هایشان به آتش کشیده شد.
در تهران به فرمان حکومت مرکز دعا و تجمع بهائیان خراب شد و با خاک یکسان شد. حال بعد از انقلاب اسلامی در ایران همان بهائیان را دوباره مورد ظلم و آزار قرار میدهند و گاهی منسوب به شاه و ساواک. گاهی جاسوس روسیه گاهی انگلیس گاهی جاسوس آمریکا وبالاخره جاسوس اسرائیل و فرانسه و ... خلاصه هر روز اسمی و لقبی به آنان میچسبانند و بدون اجازه فرصت توضیح در برابر تهمتهائی که به بهائیان زده اند
آنان را مجازات میکنند.
از آب گل آلود به دنبال ماهی گیری هستند. در اوایل انقلاب به خاطر غارت و دزدی به خانه های مردم و شهروندان محترم شهر های مختلف حمله میبردند و تحت نام "مصادره اموال" به غارت فرش و اموال قیمتی این شهروندان پرداختند.
مدتی بعد خانه ها و اموال قیمتی دیگرشان هم "مصادره " و یا بهتر بگوئیم غارت شد. چند سال بعد که آبها از آسیاب افتاد و بیشتر صاحب مال ها در زندان کشته شده بودند و یا از کشور فرار کرده بودند در زورنامه ها این اموال با سند جدید و مهر و موم انقلابی به مزایده گذاشته شده و فروخته شد.
کجاست عدل علی (ع) که این غارتگران زیر اسم حسین از آن سوء استفاده میکنند. چرا مجلس و قانون اساسی و قوه مجریه و قضائیه به حقوق این شهروندان بی اعتنائی میکند؟ آیا بهائیان چه جرمی مرتکب شده اند که همیشه و از ابتدای تولد در ایران حقوق شهروندی آنان سلب شده است؟
کودکان بهائی در مدارس از بقیه کودکان جدا میشدند. آنان را کثیف و نجس میخواندند. اجازه استفاده از دستشوئی و توالت مدرسه را نداشتند. بعضی ها مجبور به آوردن آب آشامیدنی برای خود در مدرسه بودند چون آنان اجازه استفاده از آبخوری را نداشتند. در سر میز نیمکت ها آنان را از بقیه جدا میکردند و در بعضی مدارس آنان را ار مدرسه اخراج میکردند. بعد از گرفتن دیپلم هم که آنان را به دانشگاه راه نمی دهند.
بهائیان در ایران از استخدام دولتی محرومند.
بهاییان در ایران از اشتغال به هر کاری که در تماس با مواد خوراکی باشد محرومند.
دیگر آیا حقوقی برای این شهروندان ما باقی مانده که این انسان نما های متجاوز زیر اسم "امام حسین (ع)" دنبال گرفتن آن از بهائیان هستند؟
این زور گویان انسان نما اگرامام مهدی و ظهور آن را کذب میدانند آیا از نعوذ بالله خشم خدا و امام او هم غافل هستند؟
مگر بهائیت چه میگوید که اینگونه با پیروان بهاءالله در ایران بد رفتاری میشود؟
بهاءالله در ایران به سیاه چال انداخته شد. به مدت 40 سال در تبعید بود و از ایران به عکا در زندان فرستاده شدتا اینکه در اسرائیل و در شهر عکا از دنیا رفت. بهاءالله و پیروان او هرگز بر علیه هیچ ملت و قوم و قانونی نبوده و نیستند بلکه به جای آن حامل پیام صلح و دوستی برای همه مردم هستند. از حمل اسلحه ممنوعند و هرگز بر خلاف قانون دولت کشورشان عمل نمیکنند.
به همین دلیل آیا مستحق این هستند که توسط دولت و سیاست یک طرفه و نا عادلانه آن مورد ظلم و تجاوز قرار گیرند؟
این سیاست غیر انسانی حاضر در ایران فقط قدرت طلبانه و به نفع صرفا عده کمی که از این آب گل آلود و غفلت و نا آگاهی جامعه سود میبرند میباشد. دنیا را دیده اند و از آخرت غافلند.
بهاءالله چه گفته: هدفش چیست؟ دیدگاه آن برای بشریت چه میباشد که اینگونه دولت ایران در پی آزار پیروان بهاءالله است؟
بهائی و بهائیت یک دیانت جدید بین المللی است که هدفش ایجاد صلح و آشتی بین بشریت از هرمذهب و ملیت در سراسر دنیا میباشد. آیا ایجاد اتحاد بین ملل دنیا و قبول آنان به عنوان اعضای یک خانواده بزرگ انسانی هدفی بد و غیر انسانی است که باید بهائیان ایرانی اینگونه سرکوب و مجازات شوند؟
دیدگاه بهائیت نسبت به خدا چیست؟
بهائیان خدا را قبول دارند و شناخت اصل خدا را برای بشریت غیر قابل ادراک میدانند. به همین دلیل آنان معتقدند که نباید برای خداوند هیچ شکل و ظاهری برای خود در ذهن بسازند. خداوند به ذاته برای بشر غیر قابل دیدن و شناخته شدن است. چون بشر ساخته شده دست خداوند است و هرگز مخلوق قابلیت شناخت خالق خود را ندارد. همانطور که یک میز چوبی قابلیت شناخت نجار سازنده اش را.
بهائیت به مردم می آموزد که: با اینکه شناخت خدا برای ما قابل ادراک نیست ولی عشق و محبت الهی همیشه زندگی ما را تحت تاثیر میگذارد.
دیدگاه بهائیت نسبت به پیامبران گذشته چیست؟
بهائیت میگوید پیامبران چون آئینه های بسیار صاف و تمیزی هستند که نور الهی در آنها تابیده میشود و انعکاس آن نور در این دنیا به صورت تعالیم و راهنمای زندگی ظاهر میشود. پیامهای پیامبران همیشه راهنما و راهگشای مشکلات زمانه بشریت بوده است و تنها راه حل آشوب و مشکلات زمان کنونی راهنمائیهای آخرین فرستاده خدا بهاءالله بوده است که ظهور آن در تمامی ادیان گذشته( هندو کلیمی بودائی مسیحی زرتشتی اسلام )بشارت داده شده است.
رابطه ظهور پیامبران در زمان های مختلف و خداوند مانند رابطه بوته گل رز و گلهای آن است. اگر چه گلهای امسال این گل از همه لحاظ خصایص و جزئیات گل پارسال را دارد ولی این گل امسال آن گل پارسال نیست ولی هر دو از یک بوته شکفته اند و هر دو یک رنگ و بو و زیبائی را بما هدیه میدهند.
آموزه های بهائیت چیست؟
بهائیت به بهائیان می آموزد که وقتی فکر جنگ به ذهنتان می آید آن را با فکر قوی تر صلح با آن مقابله کنید. هنگامی که اندیشه نفرت در ذهن دارید با فکر قوی تر دوستی آنرا از بین ببرید.
حال خود قاضی باشید و ببینید ملتی که اندیشه صلح و دوستی برای عالم بشریت دارند چرا باید به عناوین مختلف سر کوب شوند؟
بهائیت تا وقتی که توسط مردم خود ما شناخته نشود مشکلات کنونی که با آن درگیر هستیم هرگز حل نخواهد شد.
بهائیت آموزه های فراوانی دارد که با آن تمام مشکلات اقتصادی عاطفی مذهبی اجتماعی نه تنها ایران بلکه تمام دنیا حل خواهد شد و دیری نخواهد بود که تمام مردم دنیا این حقیقت را پیدا کنند. در حال حاضر در تقریبا تمامی کشور های دنیا دیانت بهائی به رسمیت شناخته شده و پیروان آنان به انتشار پیام خداوند برای این دوره از زمان هستند و روز به روز و ساعت به ساعت شمار بهائیان دنیا رو به افزایش است.
دنیا رو به اتحاد است.
همشهریان بیائید اتحاد را هم بیاموزیم.
بادرود.
پیام

نقض آشکار حقوق بشر در پيشنويس يک لايحه قانونى در ايران

نيويورک
۲۲ فوريه ۲۰۰۸ برابر با ۳ اسفند ۱۳۸۶
سرويس خبرى مرکز جهانى بهائى
مجلس ايران لايحهاى را تحت بررسى دارد که مواردى از نقض جدى حقوق بشر را نهادينه خواهد کرد، مواردى که نه تنها بهائيان بلکه ديگران را حتى در بيرون از کشور در معرض خطر قرار خواهد داد.
بيشترين نگرانى مربوط به بخشى از اين قانون است که مجازات کسى را که از اسلام به ديانت ديگرى گرايش پيدا کند مرگ تعيين میکند. اين تعبير نه فقط بهائيان بلکه يهوديان و مسيحيان و غیره را نيز شامل مىشود.
بانى دوگال، نماينده اصلى جامعه بين المللى بهائى در سازمان ملل متحد، گفت: "لايحه پيشنهادى برخلاف تمام موازين و ضوابط حقوق بشر و پيمان هائى است که ايران نيز آنها را پذيرفته است."
"لازم است جامعه بين المللى اکنون، تا فرصت باقی است و قبل از آن كه اين پيش نويس به قانون ايران تبديل گردد، به آن اعتراض کند."
قانون پيشنهادى در عين حال دامنه اختيارات حکومت را در آنچه اخلال در امنيت ملى مى خواند به بيرون از کشور بسط مى دهد و به اعمال تبعيض هائى که در حال حاضر به طور
گسترده بر عليه بهائيان و ديگران صورت مى گيرد جنبه قانونى مى دهد. اين قانون تعريفى چنان مبهم از بعضى جرائم "مذهبى" و غير آن ارائه مى کند که مى تواند تقريبا هر گروهى را که مورد تاييد حکومت نباشد در معرض اتهام قرار دهد.
خانم دوگال گفت: "اگر اين قانون تصويب شود، به حکومت و روحانيون اجازه خواهد داد تا با برخوردارى ازمصونيت قضائى، شهروندان ايران را به صرف اعتقادات مذهبى آنها تحت پيگرد قرار دهند. این کار اهانتی است نه تنها به مردم ايران بلکه به تمام مدافعان اصول حقوق بشر در جهان."
به گفته خانم دوگال، بخش تازۀ اين لايحه در باره تغيير دين–به عنوان ارتداد– بخصوص بسيار شدید است، بدين معنى که نحوه نگارش آن مجازات اعدام را براى هرکس که از اسلام به ديانت ديگرى رو بياورد و بلافاصله توبه نکند الزام آور مى کند.
"در متن پيشنهادى کلمه 'حد' آمده، بمعنای آنکه اعدام، مجازات قطعى تعيين شده براى اين جرم است و قابل تغيير، تبديل و يا نقض نيست." به گفته خانم دوگال: "در گذشته احکام اعدام در مورد ارتداد صادر و البته اجرا هم شده بود، اما هرگز در متن قانون نوشته نشده بود."

خانم دوگال گفت: "بر اساس اين قانون، پيروان هر دينى غیر از اسلام که در موقع انعقاد نطفهشان يکى
از والدين آنها مسلمان بوده، مرتد شناخته میشود. در نتيجه اگر، به عنوان مثال، فرزند يک مسلمان و يک مسيحى ديانت مسيحى را اختيار کند بر اساس مفاد اين قانون مرتد و مجازات او اعدام است."
بخش نگران کننده ديگرى از اين لايحه قوانين "امنيت" کشور را به بيرون از ايران تعميم داده و کسانى را که در خارج از کشور هستند در برابر حکومت آسيب پذير مىکند.
"ظاهراً ايران تنها به تعقيب کسانى که آنها را مخالف مىشناسد در داخل کشور راضى نيست." به گفته خانم دوگال بر اساس ماده ۱۱۲ قانون پيشنهادى "اقدام عليه حکومت، استقلال، امنيت داخلى و خارجى و تماميت ارضى کشور جمهورى اسلامى ايران" از مصاديق جرم هستند.

خانم دوگال افزود: "از آنجا که مفهوم 'امنيت' در قانون تعريف نشده، هر اقدامى را مىتوان به عملى بر عليه آن تعبير کرد. در واقع تا به حال بسيارى از بهائيان در ايران به اتهام کاذب فعاليت عليه امنيت کشور متهم شده اند."
"اگر اين قانون جديد کيفرى به تصويب برسد ايرانيان بهائى –و ديگران– در سراسر عالم به خاطر فعاليت هائى که مغاير با امنيت ايران تلقى شود در معرض اتهام قرار مى گيرند."

به گفته خانم دوگال ابهام اين قانون در تعريف "توهين به مقدسات" و جرائم ديگر نيز مجوزى براى حکومت خواهد بود که بر عليه هر گروهى که مورد تأييدش نيست وارد عمل شود. "اين قانون شامل مادههایى است که به ارتکاب جرائم و تبهکار نا مشخّص در قانون ارجاع شده و نيز مادههایی که به 'مفسد فى الارض' مى پردازد."
خانم دوگال گفت: "اين قانون براى کسانى که 'سب النبى' کرده باشند مجازات اعدام تعيين کرده است. اينگونه ملاحظات در قانون بسيارى از گروه ها از جمله بهائيان را در موقعيتى بسيار آسيب پذير قرار مى دهد چون 'سب' يا توهين به پيامبر، خصوصاً وقتى اعتقادات مذهبى مطرح باشد، مى تواند به هر مفهومى اطلاق شود."

در تحول ديگرى در همين زمينه ریاست اتحاديه اروپا اخيراً "نگرانى جدى" خود را از "وضعيت رو به وخامت" جامعه بهائى در ايران ابراز کرد.
ریاست اتحاديه اروپا در بیانیهای بتاریخ ۷ فوریه ۲۰۰۸بیان داشت که "اتحاديه اروپا نگرانى عميق خود را از وخيمتر شدن وضعيت اقليتهاى قومى و دينى در ايران و بخصوص وضعيت بهائيان ابراز مى کند."
"اتحاديه اروپا نگران تبعيض و آزار مداوم و برنامه ريزى شده علیه بهائيان در ايران از جمله اخراج دانشجويان و محصلين دبيرستانى، محدوديت اشتغال و تبليغات ضد بهائى در رسانه هاى ايران است."
اقتباس از بهائی نیوز:
http://www.bahai.org/persian/persecution/newsreleases/22-02-08
