شترسواري دولاّ دولاّ نميشود

واقعاً اين ضربالمثلهاي قديمي بسيار پرمغز و گويا بودند و دنيايي معنا و مفهوم را در خود جاي ميدادند. مثلاً همين عنوان اين مقاله را نگاه كنيد؛ هر كس نگاه كند ميفهمد بنده چه ميخواهم بگويم. وقتي سوار شتر ميشوي، همه تو را ميبينند ديگر نميتوان خود را از انظار پنهان كرد يا ماهيت خود را از چشم ديگران نهان داشت. وقتي رفتي آن بالا، همه تو را ميبينند و چه بسا به همديگر نشان بدهند. يا ضربالمثل ديگري يادم آمد كه ميگويد، "مثل كبك سرش را زير برف ميكند." كبك وقتي متوجّه نزديك شدن كسي يا جانوري ميشود كه احساس خطر كند سرش را زير برف ميكند و بر اين پندار نادرست باقي ميماند كه چون او ديگران را نميبيند، ديگران هم او را نميبينند.
حالا حكايت جمهوري اسلامي ما هم همين است؛ جامعهء بينالمللي بهائي خبر گويا و مستندي را منتشر كرده و سندهاي رسمي هم ارائه كرده است. ميدانيد از همه بيشتر دلم براي اين نمايندگان سياسي كشورمان در مجامع بينالمللي يا در كشورهاي بيگانه ميسوزد. اين طفلكيها كلـّي زحمت ميكشند تا بهانهاي جور كنند كه چرا فلان اقدام عليه جامعهء بهائي در ايران رخ داده و كلـّي جملهها را بالا و پايين ميكنند و به خيال خودشان دليل محكمهپسندي ميآورند تا ثابت شود هيچ حقـّي ضايع نشده، حقوق بشر پايمال نشده، و با احدي برخورد تند نشده و غير ذلك. آن وقت، درست مثل اين كه دستي در كار است كه حقايق روشن شود، سندي در جايي كشف ميشود و يك راست ميرود روي ميز همان كسي كه قبلاً نامهء نمايندهء ايران را دريافت كرده است. طفلكي نماينده حيران و سرگردان كه چه بگويد و چه بهانهاي بياورد. تمام شمّ سياستمداري خود را گرفته و روانهء نامهء قبلي كرده بود؛ حالا چه بايد كرد.
امّا، بايد به يك نكته اشاره داشت: يا بايد مرد و مردانه جلو رفت و گفت، "آقايان مدافع حقوق بشر، بله ما نقض حقوق بشر ميكنيم؛ بهائيها را هم به دانشگاهها راه نميدهيم؛ اموالشان را هم مصادره ميكنيم؛ جليو تبليغشان را هم ميگيريم؛ اجازهء تشكيل هيچ جلسهاي را هم به آنها نميدهيم؛ حتـّي قبرستانهايشان را هم درب و داغان ميكنيم؛ هر كس هم حرفي دارد بيايد جلو تا حاليش كنيم." يا اين كه از طريق قبلي خودشان عدول كنند و همانطور كه وعده ميدهند عمل كنند. نه آن كه به قول معروف، "چون به خلوت ميروند آن كار ديگر ميكنند." در مجامع بينالمللي وعده و در راديو و تلويزيون ملـّي محكوم كردن مجامع بينالمللي كه چرا ما را محكوم كردند و چرا عليه ما قطعنامه صادر كردند؛ و وقتي به بهائيان روبرو ميشوند حتـّي حاضر نميشوند آنها را در زمرهء انسانها بدانند و تصوّر ميكنند اين سندها و اين حرفها برملا نميشود.
انشاءالله انصافي پيدا شود و يا ديدهء بصيرتي تا بدانند جوانان بهائي درسشان را خواهند خواند و كمالاتشان را افزون خواهند ساخت و جامعهء بهائي براي آنها از جان و مال مايه خواهد گذاشت، چه كه تحصيل علوم و فنون در امر بهائي از واجبات است نه مستحبّات. جانتان خوش باد
گرفته شده از سایت دین بهائی و سیاست:

داستان يك بام و دو هوا را همه خوب ميدانند و نيازي به نقل داستان نيست. امّا حكايت جمهوري اسلامي ايران است و دعوتش به "تحرّي حقيقت". صدا و سيما مجلـّهاي را با مقالات متعدّد منتشر كرده و مجّاناً در اختيار طالبان قرار داده است. هر كس يك شماره روزنامهء "جام جم" بخرد، البتـّه به عنوان جايزه يك نسخه از شمارهء 29 "ايّام" هم به او ميدهند تا بتواند با خيال راحت تحرّي حقيقت كند.
البتـّه همانطور كه ميدانيد فروش روزنامهء جام جم بالا ميرود، چون عمدتاً بهائيان هستند كه اين شماره را خريداري ميكنند تا ببينند چه مقالات گهرباري در اين مجلـّه درج شده است.
نويسندگان اين مقالات كساني هستند كه نه گوش شنوايي به جوابهاي بهائيان دارند و نه خيال شنيدن صحبتهاي آنها را. در روزنامهء جام جام آمده است: "در اين شماره ... مبحث بهائيت مورد بررسي دقيق قرار گرفته و حجم وسيعي از مطالب بكر و ناگفته پيرامون اين مسلك و رهبران آن، با استناد به منابع موثـّق تاريخي درج شده است تا عموم خوانندگان فهيم و نكتهسنج بويژه بهائياني كه قصد "تحرّي حقيقت" به معناي حقيقي آن را دارند ضمن مطالعهء آن، با "بهائيت"، آنگونه كه واقعاً هست بيشتر آشنا شوند. اسناد منتشر نشده و تصاوير بكر و ديدني، بخشي ديگر از مطالب اين شماره را تشكيل ميدهد."
سؤال اينجا است كه اگر بهائيان در جواب يكايك اين مقالات كه در "ايّام" درج شده جوابي بنويسند، آيا جام جم حاضر است مجّاناً توزيع نمايد و به "تحرّي حقيقت" كمك كند؟ آيا اجازه ميدهد بهائيان نيز عكسها و اسناد منتشر نشده از منازلي كه در شيراز طعمهء حريق شدند، از بهائياني كه به صِرف بهائي بودن اعدام شدند، از احكام اخراج از دواير دولتي و غيره صرفاً به دليل اعتقاد ديني، از تخريب بيت حضرت باب در شيراز، از تخريب گلستان جاويد يزد، از تبديل گلستان جاويد طهران به فرهنگسرا، از آوارگان بهائي كتا و بوير احمد، از بخشنامههاي محرمانهء اخراج دانشجويان از دانشگاهها، از مصوّبهء خلاف قانون اساسي شوراي عالي انقلاب فرهنگي در مورد بهائيان و جلوگيري از پيشرفت آنان و هزاران مورد ديگر را در مجموعهاي گرد آورند و ضميمهء جام جم منتشر كنند؟
سؤالم از مسئولين جام جم اين است كه آيا هرگز به معناي واقعي "تحرّي حقيقت" انديشيدهاند؟ وقتي بياني از حضرت عبدالبهاء را در مورد "همكاري دو كشور در زمينهء استخراج منابع و استفاده از آنها به نفع هر دو كشور" نقل ميكنند، آيا به بيانات حضرت عبدالبهاء در كليساها و كنيسهها امريكا و اروپا در دفاع از حضرت رسول اكرم توجّه كردهاند؟ آيا ميدانند كه تحرّي حقيقت به معناي شنيدن صحبت هر دو طرف است نه آن كه حملات يكسويه به جامعهاي يا به عقيدهاي بشود و اجازهء دفاع داده نشود؟ آيا هيچوقت به حملاتي كه از سوي مسيحيان به حضرت رسول اكرم و ديانت اسلام شده توجّهي كردهاند؟ اگر معناي عبارتي را نميدانند، احسن و اولي آن كه آن را ابداً به كار نبرند.
بله، بهائيان طالب تحرّي حقيقتند و نيز بيان حقيقت؛ امّا آيا شما طاقت شنيدن حقيقت را داريد؟ آيا حاضريد با حفظ حقوق برابر به مذاكره و محاوره و مناظره و غيره بپردازيد؟ آيا اگر در مناظره به نقطهاي رسيديد كه نظرات طرف بهائي را تصديق نموديد، سعي نخواهيد كرد به نوعي به مبارزه برخيزيد و در گوشهاي از ايران آن را با اِعمال فشاري بر بهائيان تلافي كنيد؟ ما جز بيان حقيقت آرزويي نداريم. همين الآن در ايران، اگر براي كسي بيان كنيم كه اين است راه ما و اين است حقيقتي كه ما يافتهايم، ما را به جرم تبليغ به صلّابه ميكشند و به زندان مياندازند. آيا از نظر شما "تحرّي حقيقت" همين است؟ تنها به قاضي نرويد كه اگر چنين كنيد البتـّه راضي برخواهيد گشت و تصوّرتان چنين خواهد بود كه مقالات "ايّام" برملا كنندهء حقايق است.

پيشنهادي دارم به روزنامهء وزين جام جم و همكارشان "صدا و سيما": بياييد امكان مناظره و مذاكرهء علني بين بهائيان و مسلمانان را فراهم كنيد تا در تلويزيون، يا روزنامه (بدون سانسور) مطالب درج شود؛ قضاوت را به عهدهء خوانندگان و بينندگان بگذاريد. البتـّه ميدانيد كه اگر چنين كنيد، هيچيك از مطالبي كه در مجلّاتي امثال "ايّام" مينويسيد خريداري نخواهد داشت.
امّا تشكـّري هم به جام جم و صدا و سيما بدهكارم و آن اين كه انتشار شمارهء 29 "ايّام" سبب جلب توجّه هموطنان به بهائيان ميشود و چون همگان ميدانند براي تحرّي حقيقت، نه به ردّيه، بلكه به كتابهاي صاحب عقيده بايد رجوع شود، بيش از پيش به بهائيان مراجعه خواهند كرد تا از صحّت و سقم مطالب "ايّام" مطـّلع شوند و اين جاي تشكـّر دارد. بنده ابداً تصوّر نميكردم صدا و سيما با جام جم دست به دست يكديگر بدهند و اينگونه تبليغ علني براي بهائيان در ايران به راه اندازند. واقعاً دست مريزاد. دعا ميكنم كه پايدار باشيد و از اين قبيل تبليغات به رايگان براي ما بنماييد كه خودمان از عهده بر نميآييم. جانتان خوش باد.
گرفته شده از سایت استاد ازل:
چه که تصویر خود گویای مطالب زیادی است.
لطفا با دقت به قیافه ها نگاه کنید! روحت تازه میشه!

|
| ||
|
سند محرمانۀ ایران سیاست جلوگیری از تحصیلات دانشگاهی دانشجویان بهائی را فاش میکند
نیو یورک: جامعۀ بینالمللی بهائی به یک نامه محرمانه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران در سال ۱۳۸۵ (۲۰۰۶) دست یافته است که در آن به دانشگاههای ایران دستور داده شده است، هر دانشجویی که هویّت بهائی بودن او کشف شود از دانشگاههای ایران اخراج گردد.
این نامه، بیانیههای اخیر مقامات ایرانی را، که میگویند برای دانشجویان بهائی در ایران تبعیضی وجود ندارد — در حالیکه بیش از نیمی از دانشجویان بهائی در ایران که در پائیز گذشته در دانشگاههای کشور ثبت نام کرده بودند به طور تدریجی در طول سال تحصیلی ۱۳۸۵–۱۳۸۶ (۲۰۰۶–۲۰۰۷) از دانشگاهها اخراج شدند — را رد میکند.
بانی دوگال گفت، "این نامه که اخیراً به دست آمده است، همراه با گزارشها و اسناد دیگر، نشانۀ سیاست مزوّرانهای است که دولت ایران در بارۀ بهائیان کشور پیش گرفته به طوری که از یک سو به جهان میگوید، مقررات بینالمللی برای حقّ آزادی تحصیل را نقض نکرده است و از سوی دیگر در اصل همچنان برای جلوگیری از تحصیل دانشجویان بهائی در دانشگاههای کشور، در اجرای طرح محرمانۀ دراز مدّت خود میکوشد.
بانی دوگال اضافه کرد، "این سند همراه گزارشهای دیگری که در بارۀ آزار و اذیّت جسمی و اقتصادی
بانی دوگال ادامه داد که "نه تنها بهائیان بلکه دیگران نیز — دانشجویانی که تحت دستوراتی خاصّ و به دلایل غیر موجّه از دانشگاه اخراج شدهاند،.زنانی که حقوق آنها به طور فجیعی با وضع قوانین نامناسب و یا استمرار تبعیضات علیه آنان نقض میشود و دیگر قربانیان بیعدالتی در آن سرزمین — نیاز به دفاع جامعۀ بینالمللی دارند."
نامۀ سال ۱۳۸۵ (۲۰۰۶) را که مهر "محرمانه" بر آن زده شده، اصغر زارعی، مدیر کلّ حراست مرکزی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری امضا کرده و به ۸۱ دانشگاه ایرن ارسال شده است. گرچه تاریخ دقیق این نامه مشخّص نیست، ولی متن و محتوای آن خوانا میباشد. (به سند شمارۀ ۱ مراجعه کنید)
در این نامه به وضوح گفته شده است، "اشخاص بهائی چنانچه در حین ورود به دانشگاه و یا حین تحصیل مشخّص گردد که بهائی هستند، میبایست از دانشگاه اخراج گردند". وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بر تمام دانشگاههای کشور نظارت دارد. این نامه با آنچه که دولت ایران در چند سال اخیر به طور عمومی و خصوصی اعلان داشته است که، سیستم آموزشی ایران برای تحصیل بهائیان نیز آزاد است و هیچگونه تبعیض در این سیستم وجود ندارد، کاملامتناقض است.
به عنوان مثال، در اوایل مارچ، روزنامهها گزارشی را که توسط خبرگزاری رویتر، دربارۀ اخراج حدود ۷۰ دانشجوی بهائی تا پائیز سال ۲۰۰۶ مخابره شده بود، منتشر کردند.
در گزارش رویتر، در عین حال آمده است که یک سخنگوی مشخّصنشدۀ دفتر ایران در سازمان ملل متّحد در پاسخ چنین گفته بود، "هیچ کس در ایران، به علّت دین خود، از تحصیل محروم نمی شود."
تعداد دانشجویان بهائی اخراجی از دانشگاههای ایران، که رویتر آنها را حدود ۷۰ نفر مخابره کرده بود، تا مارچ ۲۰۰۷، به ۱۲۸ نفر افزایش یافت. این افراد، از جمله ۲۰۰ دانشجوی بهائی بودند که بعد از ۲۵ سال ممنوعیت از ورود به دانشگاههای ایران، در دانشگاهها ثبت نام کرده بودند.
آقای عارفی مینویسد، "با وجودی که بهائیت یک مذهب رسمی شناخته نمیشود ولی بهائیان بر طبق قانون از حقوق مساوی برخور دارند ... هیچ فردی در ایران، صرفا به خاطر عقاید خویش از دسترسی به تحصیلات عالی محروم نیست.
مشابه این گونه بیانیهها، از سوی دیپلماتهای ایرانی در موارد مختلف، تکرار شده است.
نامه محرمانۀ سال ۱۳۸۵ (۲۰۰۶)، از سوی دفتر مرکزی حراست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به سند محرمانۀ سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۱)، از گلپایگانی در مورد بهائیان که در سال ۱۳۷۱ (۱۹۹۳) توسّط مسئولین سازمان ملل متّحد اعلان و منتشر شد اشاره شده است. (به سند شمارۀ ۵ مراجعه کنید)
علیرغم تأکید جناب عارفی که بهائیان ایران قانوناً دارای حقوق مساوی میباشند، مسئولین دیگر میگویند که سند گلپایگانی از قانون بالاتر است.
سند ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) به وضوح طرحی را برای مسدود کردن ترقّی و پیشرفت جامعۀ بهائی ایران تشریح میکند. به عنوان مثال سند مذکور میگوید، که بهائیان از داشتن "پستهای مؤثّر." محروم شوند و "در صورت ابراز بهائی بودن اجازۀ استخدام ندارند".
سند ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) آشکارا اعلام میدارد که، "در دانشگاهها چه در ورود و چه در حین تحصیل چنانچه احراز شد بهائیاند از دانشگاه محروم شوند".
این سند که توسط حجّتاﻻسلام سیّد محمّد گلپایگانی، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) امضا و به تأیید آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، رسیده است و بدین ترتیب بالاترین سیاست دولت را منعکس میسازد.
خانم دوگال اضافه نمود که، "جامعۀ بینالمللی بهائی قویاً معتقد است که تا زمانی که دولت ایران این سند مخرّب و زیانمند را لغو ننماید امیدی به اجرای هیچ نوع عدالت برای بهائیان در ایران نیست." جامعه جهانی بهائی، اخیراً به اسناد دیگری نیز دست یافته که آشکارا ادامه سیاستی را که در دستور محرمانه سال ۱۳۸۵ (۲۰۰۶)، تشریح شده، نشان میدهد.
این اسناد، از جمله شامل موارد ذیل است:
| ||
گرفته شده از سایت نگاه:
http://www.negahsite.org/index.php?option=com_content&task=view&id=515&Itemid=15

بانی دوگال نمایندۀ ارشد جامعۀ بینالمللی بهائی در سازمان ملل متّحد گفت، "این نامۀ محرمانه که آشکارا میگوید، دانشجویان بهائی به مجرد آنکه شناسایی شوند باید از دانشگاهها اخراج شوند، بدون هیچ شک و شبههای ثابت میکند که مسئوﻻن دولت ایران، علیرغم آنچه به جهان خارج میگویند، همچنان مصمّم هستند که بهائیان ایران را از دسترسی به ترقّی و پیشرفت باز دارند".
بهائیان، در سنّ و سالهای مختلف و در اکثر نقاط کشور، دریافت شده، هشداری است به کسانی که رعایت حقوق بشر مورد توجّه خاصّ آنها میباشد و یاد آور این حقیقت که جامعۀ سیصد هزار نفری بهائیان ایران، همچنان مورد تهدیدهای جدّی و شدید، قرار دارد.

