تبليغاتX
انجمن حجتیه, بهائی, بهائیت, بهائیان. آئین بهائی, بهائيات , حقوق زن و مرد , عبدالبهاء , بابيان , انقلاب مشروطه , باب , سید باب , بهاءالله ,حضرت ب نغمه’ ورقا

در سایت گفتمان این موضوع نظرم را جلب کرد:

""  از پس زندگان برنیامدی با مردگان در آویز

 اندرین مرز و بوم نمی‌دانم چه می‌گذرد! هر روز آثار تازه‌ای از ضعف و عجز قدرتمندان مشاهده می‌گردد؛ تو گویی نهایت درجهء خشم و نفرت از اعماق وجودشان ظاهر می‌گردد؛ نمی‌دانند با آن همه غیض و غضب چه كنند؛ از دیرباز با بهائیان سر ناسازگاری داشتند؛ گرفتند و كشتند و غارت كردند و بردند و تصوّر كردند كه نور الهی را خاموش توانند نمود.  نتیجه‌ای نگرفتند؛ با ضعفا در آویختند و تهدید كردند، تبعید كردند؛ آوارهء بلاد نمودند؛ از خانه و كاشانه بیرون راندند؛ چندین نفر را زنده زنده سوزاندند؛ كثیری را در بند و زندان افكندند؛ امّا نتیجه نگرفتند.

قبرستان خراب شده بهائیان در ایران

چندی با دانشجویان در افتادند و از ورود به دانشگاه منع كردند؛ بعد گفتند بیایید؛ رفتند؛ وارد شدند؛ مانعی چون كوه اُحُد جلویشان گذاشتند؛ نتیجه نگرفتند؛ سال بعد گفتند، امسال بیایید؛ رفتند، در آزمون شركت كردند؛ به دانشگاه هم وارد شدند؛ امّا تدریجاً اخراجشان كردند تا كه شاید نتیجه‌ای حاصل شود؛ باز هم نتیجه نگرفتند؛ جوانان هم چون كوه ایستادند.

قبرساتن بهائیان در ایران

به مدارس روی آوردند؛ معلّمان پرورشی را تحت پرورش گرفتند تا كه شاید به كودكان در آویزند و به نحوی تحقیرشان كنند؛ توهینشان نمایند؛ اشكشان را در آورند؛ زانویشان را به لرزه در آورند؛ نتیجه نگرفتند؛ احدی دست ازعقیده‌اش بر نداشت؛

             تخریب قبرستان بهائیان در ایران

حال، كه با زندگان، نو كودك، نه جوان و نه سالمند نتوان در افتاد، باید كه با مردگان در افتاد؛ چه كه نه كلامی از او به گوش می‌رسد و نه حركتی دیده می‌شود؛ پس از همه بی‌خطرتر است.  بولدوزر برداشتند و به قبرستان یزد حمله‌ور شدند؛ چون رزمندگان پیروز؛ همانند جنگاوران و دلاوران میدان نبرد به جنگ مردگان رفتند تا مگر از آنها ندایی بر آید؛ لابد سرافراز و سربلند به منازل خود بازگشتند و به خانواده‌هایشان خبر فتح و پیروزی را دادند و گفتند كه احدی از ساكنان قبرستان مقاومتی نكرد؛ همه را قلع و قمع كردیم و خانه‌هایشان را ویران نمودیم.  این هم از شهامت مُشتی مدّعی انسانیت در این مرز و بوم.

 

نمی‌دانم بعد از مردگان، دیگر سراغ چه كسانی خواهند رفت؛ مرا به خاطر می‌آید زمانی استادی می‌گفت بعضی گمان می‌كنند دین عبارت از ساختمان است؛ ساختمان را خراب می‌كنند تصوّر می‌كنند دین خراب شد؛ گروهی فكر می‌كنند دین عبارت از كتاب است؛ كتابها را می‌برند و می‌سوزانند یا خمیر كرده به مصارف دیگر می‌رسانند؛ تصوّر می‌كنند دین خراب شد؛ بعضی‌ها تصوّر می‌كنند دین عبارت از انسان است؛ پس انسان را می‌كشند، در بند می‌كنند، آواره می‌كنند؛ تصوّر می‌كنند دین خراب شد؛ كجاست آن استاد كه بیاید و ببیند كه بعضی‌ها هم تصوّر می‌كنند دین عبارت از گروهی مُردگانند كه در قبرستانی به خواب رفته‌اند؛ پس باید قبرها را خراب كرد و جسدها را زیر و رو نمود و سنگ قبور را شكست و غسّال‌خانه را از بنیاد بیرون آورد و به جای آن گودالی باقی گذاشت؛ شاید تصوّر می‌رود با این كار دین خراب می‌شود!

 آیا اینها نشانهء عجز و زبونی نیست؟  اگر نیست، شما بگویید نشانهء چیست؟ ""

به این آخر مقاله که رسیدم مو به تنم سیخ شد. عرق شرم روی پیشانیم نشست. تصور کردم که اگر من هم کسی از دوستان یا اقوام در این قبرستان داشتم و جالا این حال و روزی بود که بر سر مزارش آمده بود. خودم توی جواب خودم موندم. آن خدا بیامرز که رفته. جسمش پیش ما امانت خاک شده. حالا چه توجیحی برای این خرابکاری میشه پیدا کرد؟ شاید توجیحمان زنده ها رو راضی کنه ولی آیا روح اون مرده ها رو راضی کرده؟؟

شما چی فکر میکنید دوستان؟

علامت سئوال

 

نوشته شده توسط پیام  در ساعت 20:6 | لینک  | 
 

http://www.mefaith.com/images/banners/180_60_01.jpg