عکسها و مطالب این مقاله شامل صحنه ها و عکسهای فجیع و غیر انسانی میباشد
لطفا آنرا وقتی که کودکان در کنار شما نیستند مشاهده کنید.
در مشاهده و جستجو روی اینترنت در جاهای مختلف به عکسها و مواردی بر خوردم که مرا شدیدا به فکر انداخت.
تصمیم گرفتم آنرا به مشاوره بگذارم و نظر دوستان فارسی زبان را در این باره بدانم.
از شما خواهشمندم که نظراتتان را با من درمیان بگذارید. از دوستانتان در این نظر خواهی همکاری بگیرید. ما همگی به نظر و یاری همدیگر محتاجیم.




پزشک درحال درآوردن چشم بر اساس اصول اسلامی (قصاص)

قصاص قطع دست دزد.
بار اول قطع از مچ دست
و در صورت تکرار دزدی قطع آن از آرنج
و سر انجام در صورت تکرار دزدی قطع دست به طور کامل از کتف.

در این تصویر جوانی را میبینید که تصط ماموران سئوال و جواب میشده.
توضیح بیشتری نمیتوان داد چون که تصویر به خودی خود گویای کامل داستان این جوان است.
آقای خاتمی رئیس جمهور سابق ایران ناظر بر صحنه هستند.






عکس بالا بعد از ۲۰ زور از اجرای حکم مجازات شلاق بر روی این خانم گرفته شده است. این خانم به ۵۰ ضربه شلاق محکوم شده بود چون به تنهائی و بدون حضور برادر و یا پدر خود در جمعی که مردان دیگر حضور داشتند رفته. طبق قوانین اسلامی زنان فقط باید با حضور محرمان و در جمع محرمان باشند و گرنه باید تنبیه و مجازات شوند.

زنان و مردان محکوم به مجازات اعدام با طناب دار در ایران.

اعدام ۲ جوان دیگر محکوم به حکم اعدام در ایران.




صحنه های اعدام یکی از زنان ایرانی محکوم به حکم اعدام با طناب دار.

دست بوسی و ابراز احترام به آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران

جوانان ایرانی محکوم به
"ارازل و اوباش"
در حال تنبیه با چوب در آستین و دست و پای زنجیر شده در شهر برده میشوند تا درس عبرت برای بقیه باشد.

شکنجه یک انسان ایرانی در ملا عام


شکنجه عراقیها توسط سربازان آمریکائی


راستی که چرا ما انسانها با یکدیگر چنین میکنیم؟ آیا سزاوار است که در قرن حاضر که بشر در اول تکامل فرهنگی و صنعتی و علمی خود رسیده اینگونه وحشیانه و با کمال بی رحمی با همنوع خود عمل کند؟
آیا با دیدن این تصاویر ما باید به این فکر بیفتیم که چرا این انسانها باید اینگونه زجر بکشند؟ و یا اصلا این تصاویر سئوال بر انگیز نیست؟
راستی که چه شد که ما به این وضع و حال افتادیم؟ آیا روزگار از اول همچنین بوده؟ آیا ما انسانها باید با همدیگر اینگونه رفتار کنیم؟
اصلا اگر مجرم و خلاف کار با این مجازاتها مجازات میشد که الان باید مدینه فاضله میداشتیم.
پس ایراد کار ما از کجاست؟ آیا کسی غیر از ماست که مقصر است؟ آیا این خود ما نیستسم که باید به داد خودمان برسیم؟ یا اینکه راه آسان تر را انتخواب کنیم و تقصیر را به گردن دیگران بیندازیم؟
آیا هیچ راه حلی برای این تبعیض های انسانی و ملیتی و مذهبی ارائه نشده؟ و یا شده و ما عقب مانده ایم؟
جالب است که بدانیم راه حل تمام مشکلات فکری و مشکلات اجتماعی و مشکلات اقتصادی دنیا در ۱۶۴ سال پیش در "ایران" توسط یک فرد " ایرانی" به دنیا ارائه شد ولی ما نشنیدیم. او آمد و زندگیش را فدای آموزش ما کرد و ما نشناختیمش.
سر انجام او به حکم علمای زمان در تبریز به اعدام محکوم شد و تیر باران شد. خوشا بحال کسانی که او را شناختند و راه انسان دوستی و بشریت از او آموختند.
پس از او دیانتی در "ایران" به ظهوررسید که با هیچ دین و ملیت و قومی مخالف نبود و نیست و محور اصلی آن دوستی و راستی و وفا و محبت و صمیمیت است. به اعتقاد آنان ملت و دولت باید مثل شیر و شکر با هم آمیخته باشند و برای هم پشتوانه باشند. ملت در خدمت دولت باشد و دولت حافظ جان و مال مردم.
ولی افسوس که باز هم ما عقب مانده ایم.
دوستان عزیز خواهش میکنم با نظراتتان دیگران را یاری کنید.
با آرزوی شادی و سرور برای همه مردم و انسانها.
